گفت‌وگو با فرشتگان خاموش

فهرست

در دل شهر اراک، مرکزی وجود دارد که روشنایی و محبت را به زندگی کسانی می‌بخشد که نیازمند توجه و مراقبت‌اند. مرکز خیریه آفتاب با تکیه بر نیروی انسانی متعهد و دلسوز، محیطی امن و سرشار از عشق برای سالمندان، معلولین و کودکان طیف اوتیسم فراهم کرده است. این گفتگو به سراغ مدیران ،مراقبین ، مسوول فنی و روان شناس مرکز رفته تا نگاهی عمیق به انگیزه‌ها، دغدغه‌ها و دنیای درونی آن‌ها داشته باشد.

۱-لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از چه زمانی با مرکز همکاری دارید؟

با عرض سلام و احترام خدمت شما مدیر روابط عمومی مرکز وکلیه مسئولین وپرسنل زحمتکش این مرکز
من فاطمه عظیمی هستم دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد که از سال ۱۳۹۱ در این مرکز مشغول به کار هستم ودر حال حاضر مسئول فنی بخش معلولین بالای ۱۴ سال خانم می‌باشم وبه عنوان روانشناس نیز در این مجموعه خدمت میکنم

۲ـ چه چیزی باعث شد که این مسیر شغلی را انتخاب کنید؟

در درجه اول لطف خداوند بود که این افتخار رو نصیب من کرد تا بتونم به این فرشتگان زمینی خدمت کنم .من از طریق یکی از دوستانم با این مجموعه آشنا شدم وقتی وارد این مجموعه شدم دیدن پاکی ومعصومیت مددجویان واینکه خدمت به این عزیزان میتونه خیر وبرکت رو وارد زندگی انسان کنه وبه انسان آرامش بده دلیل انتخاب این شغل بود

3_در طول دوران کاری‌تان، کدام لحظه برایتان از همه تأثیرگذارتر بوده است؟
میشه گفت که تمام لحظات بودن در اینجا روی انسان تاثیر گذار هستند خیلی وقتها با گریه و ناراحتی مددجویان ناراحت شده وگریه کردیم ویا با شادی وخنده آنها شاد شدیم با خدمت به این عزیزان (مددجویان)احساس آرامش کردیم ویا وقتی سابقه زندگی بعضی از این مددجویان به خصوص بیماران اعصاب وروان رو مطالعه میکنیم واقعا متاثر میشیم که خیلی از این عزیزان در گذشته افراد موفقی بوده‌اند وتحصیلات دانشگاهی داشته ودارای شغل بوده‌اند ولی الان در گیر بیماری اعصاب وروان شده اند ،یکی از این مددجویان که خیلی روی من تاثیر داشت وباعث تاثر وناراحتی من شد دبیر زبان من بود که الان به عنوان بیمار بایپولار در بخش روان بستری میباشد

4_چه چیزی به شما انگیزه می‌دهد که هر روز با انرژی به اینجا بیایید؟
در درجه اول خدمت به این عزیزان وهمچنین مهرو محبتی که این عزیزان نسبت به ما دارند به طوری که اگر یک روز سر کار نیاییم روز بعد با مهربانی ومحبت دلتنگی خود از نبودن مارو بیان می‌کنند ودر پایان شیفت کاری هنگام رفتن به منزل با بیان اینکه زودتر بیا باعث انرژی وانگیزه ما می‌شوند

5_آیا تجربه‌ای خاص با یکی از مددجویان داشته‌اید که نگاهتان به زندگی را تغییر داده باشد؟
ما در این مسیری که درحال پیمودن آن هستیم وشغلی که داریم مدام در حال کسب تجربه هستیم تجربیاتی که در زندگی ما تاثیر گذار بوده وباعث شده تا ما با امید بیشتری با مشکلات روبرو شده وآنها رو حل کنیم وبا دیدن محدودیت‌های دیگران قدر داشته های خود را بدانیم وهمیشه شکرگذار خداوند باشیم

۶ـ چه چالش‌هایی در این کار وجود دارد و چگونه با آن‌ها کنار می‌آیید؟
با وجود شیرین بودن کار در کنار معلولین سختی‌هایی هم وجود دارد اختلالاتی که این مددجویان دارند واینکه اکثر آنها قدرت تجزیه و تحلیل ندارند از این رو آموزش مسائل ومهارتهای ساده نیز به آنها سخت است واینکه مددجویانی هستند که بد سرپرست
هستند این عزیزان مدام بهانه خانواده رو می‌گیرند ولی حمایتی از سوی خانواده نمی‌شوند ویا خانواده نیز در گیر مشکلات و مسائل زیادی هستد که قادر به حمایت حتی عاطفی از مددجوی خود نیستند
در پایان تشکر فراوان از شما بابت همه زحمتهایی که می‌کشید

با سپاس : روابط عمومی مرکز خیریه آفتاب