در دل شهر اراک، مرکزی وجود دارد که روشنایی و محبت را به زندگی کسانی میبخشد که نیازمند توجه و مراقبتاند. مرکز خیریه آفتاب با تکیه بر نیروی انسانی متعهد و دلسوز، محیطی امن و سرشار از عشق برای سالمندان، معلولین و کودکان طیف اوتیسم فراهم کرده است. این گفتگو به سراغ مدیران ،مراقبین ، مسوول فنی و روان شناس مرکز رفته تا نگاهی عمیق به انگیزهها، دغدغهها و دنیای درونی آنها داشته باشد.
۱ـ لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از چه زمانی با مرکز همکاری دارید؟
بنیآدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
با عرض سلام و تحیت خدمت شما مدیر محترم روابط عمومی مرکز توانبخشی آفتاب.بنده کریمی هستم و از شهریور ۱۳۷۸با مدرک مددکاری اجتماعی در این مکان معنوی توفیق خدمت به توان خواهان عزیز و شریف نصیبم شده است .که قبل تر هم در مرکز توانبخشی ترنم سابقه فعالیت داشته ام.
در این کار یاد گرفتهام که صبر، مهربانی و درک شرایط روحی مددجوها بسیار مهم است. برای من کار در این حوزه فقط یک شغل نیست، بلکه یک وظیفه انسانی است و از اینکه میتوانم در زندگی این مددجویان نقش مثبتی داشته باشم احساس رضایت میکنم.
۲ـ چه چیزی باعث شد که این مسیر شغلی را انتخاب کنید؟
ازابتدا علاقه زیادی به کارهای حمایتی و کمک به افراد آسیبپذیر داشتم. وقتی وارد حوزه توانبخشی شدم و با کودکان دارای معلولیت و مشکلات اعصاب و روان کار کردم، متوجه شدم این کار فقط یک شغل نیست بلکه نوعی مسئولیت انسانی است. دیدن پیشرفتهای کوچک بچهها و اینکه با مراقبت و محبت میتوان حالشان را بهتر کرد برای من بسیار ارزشمند است. به همین دلیل با علاقه در این مسیر ماندم و حالا با ۱۶ سال تجربه سعی میکنم بهترین مراقبت و حمایت را به مددجویان ارائه بدهم.
۳ـ در طول دوران کاریتان، کدام لحظه برایتان از همه تأثیرگذارتر بوده است؟
یکی از تأثیرگذارترین لحظات کاری من زمانی بود که برای یکی از مددجوهایمان توانستیم با همکاری خوب مدیریت محترم سرکار خانم نوروزیه خانوادهاش را پیدا کنیم. او مدت زیادی در مرکز زندگی کرده بود و در ابتدا به ما وابسته شده بود و حتی دوست نداشت از پیش ما برود. اما وقتی خانوادهاش پیدا شدند و شرایط بازگشت او فراهم شد، من واقعاً احساس کردم تلاش ما فقط مراقبت روزانه نیست، بلکه کمک میکنیم زندگی یک نفر دوباره به مسیر طبیعی برگردد. دیدن اینکه یک مددجو دوباره به آغوش خانوادهاش برمیگردد برای من بسیار احساسی و ارزشمند بود و یکی از لحظاتی است که همیشه در ذهنم مانده است
۴ـ چه چیزی به شما انگیزه میدهد که هر روز با انرژی به اینجا بیایید؟
انگیزه اصلی من دیدن تأثیر مثبتی است که مراقبت و توجه ما روی حال و زندگی مددجوها میگذارد. وقتی میبینم با کمی صبر، محبت و رسیدگی حال یک مددجو بهتر میشود یا آرامتر میشود، برای من بسیار ارزشمند است. به همین دلیل هر روز با حس مسئولیت و علاقه به مرکز میآیم تا بتوانم سهم کوچکی در بهتر شدن زندگی این مددجویان داشته باشم.
۵ـ آیا تجربهای خاص با یکی از مددجویان داشتهاید که نگاهتان به زندگی را تغییر داده باشد؟
بله، یکی از تجربههایی که خیلی روی نگاه من به زندگی تأثیر گذاشت مربوط به بخش کودکان بود.کودکانی که با محدودیت جسمی شدید در مرکز حضور دارن وبا وجود شرایط سخت، همیشه روحیه بسیار مثبتی دارند و برای انجام تمرینها و پیشرفت خودشان تلاش میکنند دیدن اراده و امید آنها به من یاد داد که انسانها حتی در سختترین شرایط هم میتوانند امید و انگیزه داشته باشند. این تجربه باعث شد بیشتر قدر سلامتی و زندگی را بدانم و در کارم با مددجویان با صبر و انگیزه بیشتری کمک کنم.
۶ـ چه چالشهایی در این کار وجود دارد و چگونه با آنها کنار میآیید؟
شغل ما جزو مشاغل سخت و زیان آور محسوب میشه،کار کردن توی این حیطه واقعا روحیه بالایی میخواد،دیدن مشکلات و درد مددجویان دردآوره،دیدن کودکان معصوم که بیماری های خاص و معلولیت دارن خیلی سخته ماباید هم روحیه خودمون حفظ کنیم هم مراقب بچه ها باشیم،باید صبوری و همدلی داشته باشیم با سالمندان و دیگر مددجویان ولی با حضور همکارهای خوب مجموعه و دعای خیر سالمندانی که همیشه بدرقه راهمون هست این حس ارزشمند باعث میشه با چالش های کار کنار بیایم.
در پایان، فرا رسیدن سال نو را به مدیریت محترم و همکاران گرامی تبریک عرض میکنم و آرزو دارم سال جدید سرشار از سلامتی، آرامش و موفقیت برای همه شما و خانوادههای عزیزتان باشد.
امیدوارم در سال جدید با همدلی و تلاش بیشتر، شاهد پیشرفتهای ارزشمندتری در کنار یکدیگر باشیم و از خداوند متعال آرامش، سربلندی و روزهای روشن را برای سرزمین عزیزمان ایران مسئلت دارم.
گفتگو از : روابط عمومی مرکز خیریه آفتاب